زرشك
فواید شگفت انگیز زرشک

عمومی اجتماعی
فواید شگفت انگیز زرشک

ا مشهود
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش، در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
****
منزلگه عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه نرو، ساده ترین راه حسین است
سخن21 سخن20 سخن19 سخن 18 سخن17 سخن16 سخن 15 سخن14 سخن 13 سخن١٢ سخن11 سخن10 سخن9 سخن٨ سخن ۷ سخن ۶ سخن۵ سخن۴ سخن٣ سخن۲ سخن1
یا ثارالله
قسمتی را جستجو نتوان کرد
راهی را طی نتوان کرد
بحری را غوطهور نتوان شد
آسمانی را تعریف نتوان کرد
کوهی را فتح نتوان نمود
اینجا حیاتی دیگر پیداست
اینجا راهی بس دشوار
گداری بس پر شیب
شیری ژیان در کمین
پروازی بسوی روشنایی
در پی آب حیاتی
یا در حیات دوباره آب
تشنگی همه را گلو فشرده
طفل شش ماهه عطشان را
کس نتواند بال زدن دید
آیا میشود دهان چسبیده از خشکی را....
بل نامردمان را
حرمله و تیر سه شعبه را
آه از نامردمیها
آه از بیحیاییها
آه از نامرادیها
آه از این همه نامردی
خیانت و خباثت
هوس بازی و ترس
دو رنگی و چند رنگی
بیفایی و فلاکت
رنگی است تیره و همهگیر
برایم تعریف کن از زیبایی
از روبروی حق و باطل
از پیروزی و شکست
از ماندن و رفتن
از عاقبت و فرجام
زشتی و زیبایی
رهی است دور
پیداست از آنجا روشنایی
تاریکی را نکاو
مدار را نگاه کن
حقیقت پیداست
چون روز
اگر پیدا نبود که حر بر نمیگشت
چشمانت را بستهای
راه پیداست
روشنایی افق را در نوردیده
چشمانت را باز کن خواهی دید.
حبیب و زهیر
ادهم و بشر
جابر و جناده
جندب و جوین
حجاج و حلاس
زاهر و زهیر
سوار و شبیب
سعید و بریر
عائد و عامر
عبدالله و عبیدالله
عبدالرحمان و عمار
قاسم و قاسط
کردوس و کنانه
مسلم و مسعود
نصر و نعمان
عمرو و نافع
سلمان و حجاج
یزید و حنظله
عابس و شوذب
عبدالرحمان و وهب
زیاد و عقبه
یحیی و منجح
..... و .....
هفتاد و دو یار از سحر گذشتن و به صبح رسیدن
و برایشان میخوانیم
السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلی علی بن الحسین
وعلی اولاد الحسین
وعلی اصحاب الحسین
یا هو
امیر مومنان علی علیهالسلام به «حارث همدانی» می نویسد:
بپرهیز از هر عملی که صاحب خود را خشنود سازد اما برای عامه مسلمین ناخوش و زشت آید.
بپرهیز از هر عملی که در پنهان انجام شود و در آشکار، باعث شرمندگی شود.
بپرهیز از هر عملی که وقتی از آن بپرسند، صاحب عمل انکار کند یا عذر بخواهد.
نامه 96 نهج البلاغه
یا مشهود
قسمتی از مفاهیم زیارت ناحیه مقدسه
سلام بر کسی که؛ دعا متسجاب است در زیر گنبد حرمش.
سلام بر کسی که؛ قرار داد خداوند شفاء را در خاک شریفش.
سلام بر کسی که؛ امامان از نسل اویند.
سلام بر کسی که؛ پسر خاتم الانبیا.
سلام بر کسی که؛ نسل او همه از پاکان هستند.
سلام بر کسی که؛ پیشوای دین است.
سلام بر کسی که؛ ساکن کربلاست.
سلام بر کسی که؛ ظالمانه خونش ریخته شد.
سلام بر کسی که؛ با خون زخمهایش غسل داده شد.
سلام بر کسی که؛ گریبانهایش چاک خورده.
سلام بر کسی که؛ لبهایش از عطش خشکیده.
سلام بر کسی که؛ فرشتگان آسمان بر او گریه کردند.
سلام بر کسی که؛ بدنش به خون آغشته شد.
سلام بر کسی که؛ حرمت خیمههایش شکسته شد.
سلام بر کسی که؛ جانش رنجها دیده.
سلام بر کسی که؛ روحش ربوده شده.
سلام بر کسی که؛ شکسته شد پیمانش.
سلام بر کسی که؛ شکسته شد حرمتش.
سلام بر کسی که؛ فرزند شیرخوارش با تیر سه شعبه شهید شد.
سلام بر کسی که؛ بدنهایی برایش شهید شدند که لباسهایشان به غارت رفت.
سلام بر کسی که؛ سرهایشان بالای نیزه رفت.
سلام بر کسی که؛ زنان خیام حرمش به بیرون شتافتند.
سلام بر کسی که؛ خونش ریخته شد.
سلام بر کسی که؛ اعضاءاش تکه تکه شد.
سلام بر کسی که؛ سه شبانه روز بدن پاکش در آفتاب افتاد.
سلام بر کسی که؛ شهید شد تا اسلام بماند.
سلام بر کسی که؛ نماند که ذلیل گردد.
یا مولا
با تبریک عید سعید ولایت و امامت
روز نامید شدن شیطان
روز شکست جبهه نفاق و کفر
روز امید راستین مردان حقیقت
روز پیروان امامت
روز تولی و تبری
روز عشق به همه خوبیها
برای بودن و شدن
چند یادگاری از مولای متقیان حیدر کرار.
1 - گفتار: گفتارشان راست و سنجیده است.
2 - لباس: در لباس، معتدل و میانه رو هستند.
3 - مشى: در روش زندگى و در راه رفتن فروتن و متواضعاند.
4 - تقواى چشم: چشمان خویش را از آنچه خداوند بر آنها حرام نموده پوشیدهاند.
5 - تقواى گوش: گوشهاى خود را وقف شنیدن دانش سودمند ساختهاند.
6 - ثبات نفس: در بلا و آسایش حالشان یکسان است.
7 - اشتیاق به لقاء الله: اگر روز مرگشان معین نبود، از شوق ثواب و خوف عقاب، روح آنان حتى براى لحظهاى هم در کالبدشان قرار نمىیافت.
8 - توجه به عظمت خالق: بزرگى و هیبت الهى، دل آنان را فرا گرفته است.
9 - کوچک دیدن مخلوق: خالق در دل آنان بزرگ و غیر خالق در دیدگانشان کوچک است.
10 - مشاهده بهشت: آنان چون کسى هستند که بهشت الهى را دیده و در آن متنعم است.
11 - مشاهده جهنم: و نیز مانند کسى است که آتش جهنم را مشاهده کرده و در آن معذّب است.
12 - غم دل: قلبهایشان اندوهگین است (غمهاى آنان در دلشان است)
13 - بى آزارى: دیگران از شرشان در امانند.
14 - تناسب جسم: اندامشان نحیف و لاغر است.
15 - کوچکى حاجات: حاجاتشان کوچک و اندک است.
16 - عفت نفس: روح و نفسشان پاک و عفیف است.
17 - صبر: با صبر و استقامت در این چند روزه دنیا، به راحتى و آسایش ابدى دست یافتند. آنها در شداید و گرفتارىها بردبار و صبورند.
18 - عدم دلبستگى به دنیا: در برابر جلوهگریها و فریبهاى دنیا مقاومت کرده و بدان پشت نمودند و به اسارت آن در نیامدند.
19 - شب زنده دارى: در شب همواره بر پا ایستادهاند.
20 - قرائت و ترتیل قرآن: قرآن را با شمردگى و تدبیر قرائت مىکنند.
21 - درمان با قرآن: جان خویش را با قرآن محزون ساخته و درمان دردهاى خود را از آن مىگیرند.
22 - تحقق قرآن در خویش: هرگاه به آیه رحمت و تشویق برسند با طمع و اشتیاق تمام بدان روى آورند و آنرا نصب العین خود سازند و هرگاه به آیه عذاب و خوف رسند گوش خویش را براى شنیدن آن باز مىکنند، و صداى ناله و به هم خوردن زبانههاى آتش مهیب و هولناک جهنم در گوششان طنین انداز است.
23 - در خواست نجات: با رکوع و سجود و به خاک افتادن در دل شب، از خداوند درخواست رهایى از عذاب و آتش مىنمایند.
24 - حلم: در روز بردبارانى دانا و نیکوکارانى پرهیزکارند. عملشان با حلم توأم است.
25 - علم: با آگاهى و علم و معرفت عمل مىکنند. در کسب دانش حریصند.
26 - تأثیر عجیب خوف خدا: ترس و خوف از خدا آنها را همچون چوبه تیرى لاغر ساخته چنانکه دیگران آنان را بیمار و بىخبران ایشان را دیوانه مىپندارند، در حالى که بیمار نبوده، بلکه اندیشهاى بس بزرگ آنان را بدین وضع در آورده است.
27 - اعمال: اعمال زیاد خود را به چیزى نشمرده و از اعمال قلیل خویش راضى نیستند، اعمال نیک را انجام مىدهند اما باز هم ترسانند.
28 - خود کوچک بینى: همواره خود را (در پیشگاه خداوند) متهم و مقصر مىبینند.
29 - در برابر مدح دیگران: در برابر مدح و ستایش دیگران به هراس افتاده و در مقام مناجات عرضه مىدارند: من از دیگران نسبت به خودم آگاهترم، و پروردگارم به من از خودم آگاهتر است. خدایا مرا به آنچه به من نسبت مىدهند مؤاخذه مفرما و از آنچه درباره من تصور مىکنند برترم قرار داده و گناهانى را که نمىدانند بیامرز.
30 - دین: در دین خدا نیرومندند. دین خود را محفوظ نگاه مىدارند.
31 - اخلاق: نرم خوى و دوراندیشند.
32 - ایمان: با ایمانى مملو از یقیناند.
33 - میانه روى: در حال غنى، میانه رو هستند.
34 - عبادت: در عبادت خاشعند. قلبشان با خشوع است.
35 - آراستگى: در عین تهیدستى آراستهاند.
36 - صبر: در سختى صبورند.
37 - کسب: طالب (کسب و روزى) حلالاند.
38 - طمع: از آز و طمع بدورند.
39 - نشاط: در طریق هدایت با نشاط و چالاکند.
40 - کارهاى شایسته: حتى از کارهاى شایسته خود بیمناکند (مبادا پذیرفته نشود).
41 - یاد خدا: شبشان به سپاسگزارى و روزشان به یاد خدا مىگذرد.
42 - خواب و بیدارى: با خوف مىخوابند و شادمان برمىخیزند. ترسشان از غفلت و سرورشان به خاطر فضل و رحمت الهى است که به آن عطا شده است.
43 - مهار و تأدیب نفس: هرگاه نفس او در انجام وظایفى که خوش ندارد سرکشى کند، او هم از آنچه دوست دارد محرومش مىسازد.
44 - تعالى روح و علو همت: روشنى چشمش در چیزى است که زوال در آن راه ندارد (خدا و آخرت)
45 - زهد: بىعلاقگى و زهدش در چیزى است که باقى نمىماند (دنیا و غیر خدا)
46 - صدق گفتار و کردار: علم و حلم را به هم آمیخته و گفتار را با کردار هماهنگ ساخته است.
47 - آرزو: آرزوهایش کوتاه و نزدیک است.
48 - لغزش: لغزشش کم است.
49 - خشوع: جانش خاشع و ترسان است.
50 - قناعت: نفسش قانع است.
51 - خوراک: خوراکش اندک است.
52 - آسانى امور: امورش آسان (و بدون زحمت و اذیت) است.
53 - نگاهبان دین: نگاهبان دین خویش است.
54 - در برابر خشم و شهوت: شهوتش مرده (و آن را سرکوب کرده). و خشمش را فرو خورده است.
55 - محل امید: همگان به خیرش امیدوارند.
56 - یاد خدا: اگر در میان غافلان باشد از ذاکران (خدا) محسوب شده، و اگر در میان ذاکران باشد از غافلان به حساب نمىآید.
57 - عفو: کسى را که به او ظلم کرده (و پشیمان شده) مىبخشد.
58 - عطا: به آنکس که او را محروم ساخته عطا مىکند.
59 - پیوستن: به آنکس که پیوندش را قطع نموده مىپیوندند.
60 - خوش زبانى و عفت کلام: گفتارش نرم است. از گفتههاى زشت و ناسزا برکنار است. مردم را به نامهاى زشت نمىخوانند.
61 - تنزه از بدى: زشتى و بدى از او آشکار نمىگردد. نیکیهایش هویدا و عیان است.
62 - شکر نعمت: در موقع نعمت و آسایش سپاسگزار است.
63 - دورى از ظلم: نسبت به کسى که دشمنى دارد، ظلم روا نمىدارد. به خاطر دوستى با کسى مرتکب گناه نمىشود.
64 - اعتراف به حق: قبل از اینکه شاهد و گواهى بر ضدش اقامه شود، خود به حق اعتراف مىکند.
65 - امانت: آنچه را به او سپردهاند ضایع نمىسازد.
66 - اهمیت موعظه: آنچه را به او تذکر دادهاند به فراموشى نمىسپارد.
67 - دورى از القاب زشت: دیگران را با القاب زشت نام نمىبرد.
68 - رعایت به حقوق همسایگان: به همسایگان زیان نمىرسانند.
69 - شماتت نمىکند: مصیبت زده را شماتت نمىکنند.
70 - دورى از باطل: در محیط و امر باطل وارد نمىشود.
71 - همگامى با حق: هیچگاه از دایره حق فراتر نمىروند.
72 - سکوت: اگر سکوت کند، سکوتش او را مغموم نمىسازد.
73 - سختى براى آسایش دیگران: خود را در سختى قرار مىدهد، اما دیگران از جانب او در آسایشاند.
74 - خندیدن: اگر بخندد صدایش به قهقهه بلند نمىگردد.
75 - شکیبایى: هرگاه بر او ستم شود شکیبایى مىکند تا خداوند انتقام او را بگیرد.
76 - سختى براى آخرت: خویش را براى آخرت به زحمت مىاندازد و دیگران را در راحتى قرار مىدهد.
77 - حفظ مرز دوستى: دورى کردنش از دیگران از روى کبر نیست و اگر کنارهگیرى کند براى پاک ماندن است. نزدیکیش به کسى به خاطر مکر و خدعه نیست. و در معاشرت با نرمى و مهربانى رفتار میکند.